تحلیل تیراندازی‌های پلیسی منجر به قتل مطابق بند «ب» ماده 290 قانون مجازات اسلامی

نویسندگان

دارد

چکیده

زمینه و هدف: برقراری نظم و امنیت نیازمند برخورداری از امکانات مناسب جهت پیشگیری و مقابله با عاملان برهم‌زننده آن است. بهره‌گیری از سلاح به‌ویژه سلاح گرم از ابزار‌های شایع در این راستا است که تبعاتی برای مأموران ناجا خصوصاً در تیراندازی‌های منجر به قتل، به بار می‌آورد.
روش تحقیق: این پژوهش به لحاظ هدف کاربردی است و برای نگارش آن از روش توصیفی- تحلیلی با مطالعه آرای محاکم کیفری استفاده شده است.
یافته‌ها: با مطالعه آرای مربوط به این تیراندازی‌ها، استناد محاکم به کشنده بودن رفتار مرتکب موضوع بند «ب» ماده 290 ق.م.ا به چشم می‌خورد که در برخی، به دلیل عدم احراز شرایط بند مذکور، جنایت شبه عمدی تلقی شده و مستوجب پرداخت دیه و تعزیر می‌شود و در برخی دیگر با وجود مستندات محکم مبنی بر غیرعمدی بودن رفتار مرتکب، با تأکید بر این بند، رأی به عمدی بودن و نهایتاً حکم به قصاص مرتکب می‌دهند.
نتایج: اهم نتایج مطالعات حاکی از آن است که 1- اجازه حمل سلاح بدون قید و شرط برای مأموران همواره امکان استفاده از آن را در مقایسه با زمانی که این تجویز به‌صورت مشروط است افزایش می‌دهد. 2- با عنایت به قدیمی بودن و عدم تنظیم سلاح‌ها و همچنین در اختیار نگذاشتن سلاحی مشخص برای هر مأمور- جهت قلق‌گیری- که خود به هنگام تیراندازی باعث اشتباه در هدف‌گیری می‌شود، همواره جان شهروندان در خطر خواهد بود. 3- اتخاذ رویه‌ای واحد در محاکم هنگام مواجهه با پرونده‌های مربوط به تیراندازی‌های مأموران با توجه به وظایف آن‌ها، همچنین ارائه تفسیری متناسب با حرفه‌ی این قشر خاص- که همواره در شغلشان با چالش اقدام یا عدم اقدام به تیراندازی روبه‌رو می‌باشند- از بند «ب» ماده 290 ق.م.ا از موضوعات ضروری حال حاضر به نظر می‌رسد.

کلیدواژه‌ها